در این ده سال وبلاگنویسی عقایدمو در مورد حقوق زنان بارها گفتم. تا بن استخوان طرفدار حقوق برابر زنان و مردان هستم و البته یکی از مخالفان سرسخت مهریه.
درسته که بعضی زنها مهریه رو به عنوان اهرم فشاری برای طلاق ندادن مرد در صورت اکراه از ادامه ازدواج استفاده میکنن و بعضی به عنوان سرمایهای برای زندگی سخت بعد از طلاق... و اینا همه به خاطر نقص قوانین ماست.
اول بگم که از حدود هفتهزار زندانی مرد در ایران به خاطر مهریه، حدود ششهزار و خوردهایش در کرج و تهران زندانی هستن و در شهرهای دیگر این مسئله بیشتر با ریشسفیدی فامیل حل و فصل میشه.
واقعا دلم برای اون هفتهزار زندانی مرد که مجبورن بهترین سالهای جوونیشونو به خاطر یک اشتباه پشت میلهها بگذرونن میسوزه، حالا اصرار زن به خاطر چشم و همچشمی با دخترخاله دختر عمه بوده یا طبق قانون قدیمی کی مهریه رو داده کی گرفته چشم بسته هر چی پدرمادرا گفتن، گفته چشم و زیرشو امضا کرده.
و همچنین برای صدهاهزار مردی که به جرم دوسهماه(بیشتر یا کمتر) زندگی کردن یا حتی زندگی نکردن با زنی مجبورن تا صدها ماه ماهی یک سکه (بیشتر یا کمتر) بدن.
شما پولدارارو نگاه نکنید، بعضی از آقایون کارگر یا کارمند مجبورن دو شیفت کار کنن که حقوق یک شیفتشون بره برای سکه مهریه.
یه نمونهشو از یه خانم تو باشگاه ورزشی شنیدم. این خانم جوون حدود27 سالهشه. خیلی شوخ و شنگ و خوشبرو روست. به مدد دوستان پسر متعددی که داره وضع مالی خیلی خوبی داره و به قول خودش حسابی داره خوش میگذرونه.
خودش میگفت: هفت هشت سال پیش با یه مرد "زیادیخوب" کارمند ازدواج کردم. اینقدر ساده و بیشیلهپیله بود که دلمو زد. با مردان دیگر دوست میشدم و میرفتم صفا. شوهرم فهمید. گفت طلاق بگیریم اما به کسی نگیم چرا. گفتم حوصله بچهداری ندارم بچه هم مال خودت مهریهام رو هم بده. قبول کرد.
اون موقعا، سکه نسبتا ارزون بود و دادگاه ماهی یک سکه براش نوشت. بعد از مدتی با یه خانم معلم دبستان که قراردادیه (نه استخدام دائم) ازدواج کرد. از او هم یه بچه داره و الحق به دختر من بهتر از بچهی خودش میرسه. اینو وقتی ماه به ماه دخترمو میبینم و همون ماهی یه روز هم حوصلهشو ندارم میفهمم که چقدر از اینکه اون زن باباش شده راضیه و دوستش داره و میگه تا حالا حتی با صدای بلند باهاش حرف نزده.
میگفت شوهر سابقم حقوقش 400 تومنه و خانمش 300 تومن، و باید چقدر اضافهکاری کنن تا بتونن دوتایی سکه منو جور کنن. دخترم میگفت گاهی شوهرسابقم و زنش غذای درست حسابی نمیخورن میگن رژیم داریم ولی به بچهها میدن.
خیلی ناراحت شدم گفتم: تو که وضع مالیت خوبه، اونا هر دو کارمند با دو تا بچه که اینروزا چقدر خرج دارن، دلت نمیسوزه؟
گفت چشمش کور، دندهش نرم! میخواست مهریهام نکنه و قاه قاه خندید.
به طلاهای پهن آخرین مدلی که گردنش بود نگاه کردم و به گذشت شوهر فکر کردم . کافی بود ثابت کنه در ازدواج خیانت کرده و نگفته.
چی بگم وقتی خودشون راضیین!
اما این چه قوانین قرون وسطاییه که ما داریم!
به نظرم همهی قوانین تو مملکت ما باید از نو نوشته بشن.
به جای قوانین اسلامی قوانین انسانی وضع کنیم!
نمایش پستها با برچسب طلاق. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب طلاق. نمایش همه پستها
دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۱
به جای قوانین اسلامی قوانین انسانی وضع کنیم! 1- مهریه...
چهارشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۱
پسر موسیخسیخی
1- امروز تو سینما یه پسر مو سیخسیخی جلوم نشسته بود و
من تموم مدت فیلمو از بین یک دسته سیخ انبوه که انگار در گلدانی گذاشته
باشن میدیدم.
آقا جان وقتی میری سینما سیخاتو بخوابون،
خانم جان تو هم اون گلسر اندازه قابلمهتو بذار برای مهمونیا!
حالا از صدای چیپس و پفک و مغازلات عاشقونه میگذرم...
2- تنها رفته بودم سینما، اینقدر دلم به حال خودم سوخت که چی!! فکر کن یه زوج اینورم نشستن(طبیعتا دختره در کنار من) و همهش حرفای عاشقونه میزدن و یه زوج دیگه اونورم(طبیعتا دختره در کنار من) و عین کفتر بغبغو میکردن. از بخت بدم مو سیخسیخی هم جلوم. گریهم گرفته بود برای حال خودم...
3- اینقدر از فیلم نارنجیپوش بد شنیده بودم که از اول فیلم به خودم گفتم فکر کن اینو مهرجویی نساخته و یه فیلم مثلا مستندگونهست....
اونجوری از فیلم بدم نیومد. کلا وقتی تو از یه فیلم خیلی خوبی بشنوی موقع دیدنش ناخودآگاه دنبال نقطه ضعفاشی و وقتی خیلی بد میشنوی. پیش خودت میگی آیا این فیلم نکته مثبت نداشت.
اگه این فیلم باعث شه که مردم به آلودگی محیط زیست حساس شن خوبه. البته من دیدم کسایی که بعد از فیلم پاکت چیپس و پفک و بطریآبشونو انداختن زیرپا و رفتن....
بازی حامد بهداد( خود مارلون براندو بین) با اینکه اغراق شدهست بد نبود. من دیدم چطور دخترا براش غش و ضعف میکردن... لیلا حاتمی هم مثل همیشه، مثل همیشه بود... آخر فیلم از همه جالبتر بود. همه خانواده سپور شدن حتی مادر نابغه خانواده که در یکی از کشورهای اروپایی ماهی 15 هزار یورو درآمد داره.
4- آیا حالا که دیگه نیکلای سارکوزی رئیسجمهور نیست، کارلا برونی ازش طلاق میگیره یه نه:)
آره خواهر، ما به همه جنبههای سیاست نگاه میکنیم.
5- بعد از اینکه قیمت شیر و ماست یهو چهل درصد گرون شد، دولت اعلام کرد از سهشنبه 19 قیمتا دوباره برمیگرده به قبل از عید، مای ساده هم که شیرو ماستمون تموم شده بود منتظر موندیم تا... امروز که سهشنبه باشه، مغازهداره بعد از شنیدن حرفم فقط قاهقاه خندید!
6- علی دايي گفت «خدا به من عزت داد تا بالاتر از پرسپوليس قرار بگيرم.» ذهن شنونده ناخواسته دچار اين پرسش ميشود كه مگر چهاردهم شدن در ميان 18تيم هم به كمك خداوند و كلمات قلمبهاي مثل عزت نياز دارد؟ مثلا اگر خدا به آقاي گل جهان عزت نداده بود او الان كجاي جدول ميايستاد؟ اگر بالاتر از پرسپوليس بودن نشانه عزت و اقتدار است كه الان 14تيم يعني تقريبا 78 درصد تيمهاي ليگ برتر صاحب اين عزت و افتخار هستند. پس ديگر چه نيازي است به خوشحالي كردن و سر به آسمان ساييدن؟!
والله این علی دایی یه پا رضازادهست برای خودش...
اونو ابوافضل کمک میکرد اینو خود خدا، بیواسطه!
0:59 | Zeitoon
آقا جان وقتی میری سینما سیخاتو بخوابون،
خانم جان تو هم اون گلسر اندازه قابلمهتو بذار برای مهمونیا!
حالا از صدای چیپس و پفک و مغازلات عاشقونه میگذرم...
2- تنها رفته بودم سینما، اینقدر دلم به حال خودم سوخت که چی!! فکر کن یه زوج اینورم نشستن(طبیعتا دختره در کنار من) و همهش حرفای عاشقونه میزدن و یه زوج دیگه اونورم(طبیعتا دختره در کنار من) و عین کفتر بغبغو میکردن. از بخت بدم مو سیخسیخی هم جلوم. گریهم گرفته بود برای حال خودم...
3- اینقدر از فیلم نارنجیپوش بد شنیده بودم که از اول فیلم به خودم گفتم فکر کن اینو مهرجویی نساخته و یه فیلم مثلا مستندگونهست....
اونجوری از فیلم بدم نیومد. کلا وقتی تو از یه فیلم خیلی خوبی بشنوی موقع دیدنش ناخودآگاه دنبال نقطه ضعفاشی و وقتی خیلی بد میشنوی. پیش خودت میگی آیا این فیلم نکته مثبت نداشت.
اگه این فیلم باعث شه که مردم به آلودگی محیط زیست حساس شن خوبه. البته من دیدم کسایی که بعد از فیلم پاکت چیپس و پفک و بطریآبشونو انداختن زیرپا و رفتن....
بازی حامد بهداد( خود مارلون براندو بین) با اینکه اغراق شدهست بد نبود. من دیدم چطور دخترا براش غش و ضعف میکردن... لیلا حاتمی هم مثل همیشه، مثل همیشه بود... آخر فیلم از همه جالبتر بود. همه خانواده سپور شدن حتی مادر نابغه خانواده که در یکی از کشورهای اروپایی ماهی 15 هزار یورو درآمد داره.
4- آیا حالا که دیگه نیکلای سارکوزی رئیسجمهور نیست، کارلا برونی ازش طلاق میگیره یه نه:)
آره خواهر، ما به همه جنبههای سیاست نگاه میکنیم.
5- بعد از اینکه قیمت شیر و ماست یهو چهل درصد گرون شد، دولت اعلام کرد از سهشنبه 19 قیمتا دوباره برمیگرده به قبل از عید، مای ساده هم که شیرو ماستمون تموم شده بود منتظر موندیم تا... امروز که سهشنبه باشه، مغازهداره بعد از شنیدن حرفم فقط قاهقاه خندید!
6- علی دايي گفت «خدا به من عزت داد تا بالاتر از پرسپوليس قرار بگيرم.» ذهن شنونده ناخواسته دچار اين پرسش ميشود كه مگر چهاردهم شدن در ميان 18تيم هم به كمك خداوند و كلمات قلمبهاي مثل عزت نياز دارد؟ مثلا اگر خدا به آقاي گل جهان عزت نداده بود او الان كجاي جدول ميايستاد؟ اگر بالاتر از پرسپوليس بودن نشانه عزت و اقتدار است كه الان 14تيم يعني تقريبا 78 درصد تيمهاي ليگ برتر صاحب اين عزت و افتخار هستند. پس ديگر چه نيازي است به خوشحالي كردن و سر به آسمان ساييدن؟!
والله این علی دایی یه پا رضازادهست برای خودش...
اونو ابوافضل کمک میکرد اینو خود خدا، بیواسطه!
0:59 | Zeitoon
برچسبها:
آشغال,
تنهایی,
حامد بهداد,
سیخ سیخ,
سینما,
طلاق,
عزت,
علی دایی,
کارلا برونی,
گرانی,
گل سر,
مو,
مهرجویی,
نارنجی پوش
اشتراک در:
پستها (Atom)
